ميرزا محمد حيدر دوغلات

38

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بيت : از فكر خاطر شاه و سپاه بود نژند * از آن بشارت فرخنده شادمان گشتند نقل از ظفرنامه « 1 » گفتار در محاربه اميرحسين و حضرت صاحب‌قران با لشكر جته ( 18 ر ) و ظفر يافتن بر ايشان اميرحسين و حضرت صاحب‌قران بعد از اقامت وظايف لشكر و ستايش پادشاه پادشاهان جلّ و علا ، به سعادت سوار شدند و در ترتيب و تعبيه لشكر شرايط حزم را رعايت نموده دو قول مرتب داشتند . اميرحسين دست راست را آراسته ، بيرق ظفر پيكر را برافراخت و حضرت صاحب‌قران چون هنگام نبرد همه دل بود ، جانب چپ را مركز رايت نصرت شعار خويش ساخت و اين صف‌ها راست كرده روان شدند . دشمن در تاش اريغى بود ، به همين منوال دو قول تعيين كرده ميسره از فرّ « 2 » الياس خواجه‌خان و امير حميد زينت و ميمنه را به شكوه « 3 » امير توقتمور و امير بيگجيك آذين بست و از جانبين لشكر يسال « 4 » 90 كرده ، روى كينه و پرخاش به سوى قصد يك‌ديگر نهادند . « 5 » به جنبش درآمد زمين و زمان * تو گفتى بخواهد بريدن جهان ز آواز اسبان و گرد سپاه * نه خورشيد تابنده روشن نه ماه سپه يكسره نعره برداشتند * سنان‌ها به ابر اندر افراشتند در موضع فى « 6 » متن ، سپاه طرفين به هم رسيدند و غريو گورگه « 7 » 91 و نعره دليران « 8 » در گنبد گردون پيچيد . اول از مقابل حضرت صاحب‌قران ، قراولان لشكر مخلاف از غرورى كه به بسيارى كينه گذارى خود داشتند ، موكب مبادرت در ميدان مسابقت جهانيدند . آن حضرت پاى قطب‌وار در مركز قرار چون قطب وار در مركز قرار چون اساس دولت خويش استوار گردانيد و ركاب

--> ( 1 ) . نگ : - بيت . . . ظفرنامه . ( 2 ) . نگ : - فرّ . ( 3 ) . نگ : - شكوه . ( 4 ) . نگ : - يسال . ( 5 ) . نگ : + نظم . ( 6 ) . نگ : قبه . ( 7 ) . نگ : - گورگه . ( 8 ) . نگ : - دليران .